|
|
|
|
|
وبسايت موزيك ويديوها و آهنگهاي خوانندگان كره اي و بهترينهاي بازيگران و سينماي كره جنوبي
تذكر : كپي برداري فقط با ذكر منبع مشاهده ی آنلاین شبکه های کره ای Arirang *تولد بازیگران کره ای به روز شد جمعه 13 شهريور* برای تبادل بنر ابتدا بنر ما را قرار داده سپس به
ما اطلاع دهید. برای دریافت کد کلیک کنید
|
||
|
|
|
|
|
خب تا اونجا گفتيم كه از خودكشي دوست هان تي وونگ يعني جونگ گو هشت سال گذشته و توي اين هشت سال تي وونگ خونه رو ترك كرده و مادرشو ول كرده چون كه مادرش بهش گفته بوده كه بايد ادامه ي تحصيل بده و از بورسيه ي تحصيليش استفاده كنه اما تي وونگ وقتي از خودكشي دوستش با خبر شد تصميم به ترك تحصيل گرفت و توسط مادرش طرد شد از طرف ديگه توي يك باشگاه بوكس مشغول به كار شد و ورزش مورد علاقه ي دوستشو ادامه داد شبا هم توي همون باشگاه مي خوابه و دوستاي زيادي پيدا كرده از جمله چونك شيك كه يكي از دوستاي صميميشه دختر صاحب باشگاه هم كه سونگ ري نام داره عاشق هان تي وونگ هستش. البته هان تي وونگ حتي اسمشو هم از هان تي وونگ به دوك گو بوكسور مورد علاقه ي جونگ گو تغيير داده . چونگ شيك همون دوست دوك گو ( هان تي وونگ قديم ) توي بيمارستان بستري ميشه و دوك گو هم ميره ملاقاتش ,با دختري مواجه ميشه كه قصد خودكشي داشته اون دختر كه همون سونگ يوري خودمونه نقش يه دختر مغرورو بد اخلاقو لجبازو داره كه به خاطر بيماري ضعف جسماني اي كه داشته هر چند وقت يك بار بايد در بيمارستان بستري مي شده و اون روز هم مي خواسته به اصطلاح با تظاهر به خودكشي جلب توجه كنه كه دوك گو دستشو ميگيره و بهش ميگه اگر مي خواي خودكشي كني بايد شاهرگ گردنيتو بزني تا همون موقع بميري حالا مي توني به كارت ادامه بدي:
كيم بورا از كشتن خودش پشيمون ميشه درمانشو ادامه ميده و شب برميگرده خونه و فكر مي كنه كه اون مردو قبلا كجا ديده؟
بورا يه خاستگار هم داره كه دكتره و خيلي بورا رو دوست داره اما بورا هيچ علاقه اي بهش نشون نميده صبح روز بعد بورا ميره سر قرار با خاستگارش و حسابي حالشو ميگيره :
از اون طرف هم به فروشگاه ميره تا لباس بخره ( فروشگاه مال خود پدر بورا هستش ) دوست دوك گو همون چونگ شيك هم توي اون فروشگاه كار مي كنه.
دوك گو هم مياد محل كار دوستش چونگ شيك كه دوباره با بورا مواجه ميشه وقتي دوست دوك گو مي خواد كفش پاي بورا بكنه تا كمكش كنه بفهمه چه كفشي مناسبشه بورا ميگه كه تو پاي منو لمس كردي و ازت شكايت مي كنم:
خلاصه بقيه هم نمي تونن حرف دختر رئييس هتل يعني بورا رو زمين بندازن دوست دوك گو رو اخراج مي كنن , دوك گو اين ماجرا رو مي فهمه و ميگه كه ميرم با اون دختر حرف مي زنم:
دوك گو ميره دم خونه ي بورا ,همون موقع بورا داشته از خونه فرار مي كرده كه خودشو به يه پارتي برسونه به دوك گو ميگه اگه منو به اونجا برسوني دوباره كاري مي كنم كه دوستت استخدام بشه:
وقتي دوك گو مي رسونتش بورا هم كه حالا خرش از پل گذشته مي زنه زير حرفش:
ميره داخل پارتي دوك گو هم چون دعوت نامه نداره نمي تونه بره اما به هر حال يه راهي پيدا مي كنه كه بره داخل پارتي و بورا رو در حالي پيدا مي كنه كه چند تا مرد مزاحمش شدن و نتايجش ميده:
بعد سوار ماشينش مي كنه تا برسونتش خونه اما وسط راه پليس ميگيرتشون چون پدر بورا گزارش داده بوده كه دخترم ماشينو دزديده :
چند ساعت بازداشتشون مي كننو بعد هم ازادشون مي كنن برن بورا هم از دوك گو خواهش مي كنه كه تا يه جا برسونتش يعني بايد بره سر خاك كسي. دوك گو فكر مي كنه كه بورا اومده سر خاك مادرش و بورا هم چيزي نميگه كه اين قبر مادرم نيستش, دوك گو يه شاخه گل برف مي كنه و به بورا ميده و ميگه معني اين گل اينه كه يه روزي شادي رو خواهي يافت:
اين حرف روي بورا خيلي تاثير مي كنه و كمي آرومتر ميشه.
بعد بورا رو مي رسونه خوش. وقتي پدر بورا دوك گو و بورا رو با هم مي بينه عصباني ميشه و فكر مي كنه دوك گو از اين پسراييه كه به خاطر پول بورا دنبالش راه افتاده و يك سيلي آبدار ميزنه تو گوش دوك گو بقيه ي ماجرارو از عكس ها ببينيد:
بورا شب با پدرش دعواش ميشه پدرشم ميگه كه تو ديگه دختر من نيستي و بايد از اين كشور بري:
صبح روز بعد بورا ميره باشگاه دوك گو رو پيدا مي كنه و ازش به خاطر رفتار پدرش معذرت ميخوادو بهشم ميگه كه داره از اينجا ميره:
بورا وقتي تو راه فرودگاه بوده زنگ ميزنه به پدرش و با محبت باهاش حرف مي زنه بعدشم دوباره فرار مي كنه:
وقتي پدر بورا خبرو مي شنوه دستور ميده همه جا دنبالش بگردن و از دوك گو هم پرسو جو كنن ببينن خبري نداره كجا رفته؟ دوك گو هم كه احتمال ميده دوباره رفته باشه سر قبر ميره همونجا و ميبينه كه بورا مي خواد خودكشي كنه و خودشو از پرتگاه بندازه پايين كه از پشت ميگيرتش و بهش ميگه نمير
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 19:26 توسط آریا معاون
|
|
||